+
نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان1388ساعت 9:21 بعد از ظهر  توسط مهرداد حیدرپور
|
جنایتکاران
مقدس
در 30 سال
گذشته که از عمر حکومت خودکامه جمهوری اسلامی ایران میگذرد بسیاری از فعالین سیاسی
اعدام شدند و این در حالی است که جهان خیزشی بزرگ علیه اعدام را اغاز کرده است
جهانی متمدن و اگاه که مخالف گرفتن جان انسانها به هر بهانه ای است .
اما حکومت
دیکتاتوری ایران که یک حکومت عقب مانده و قرون وسطایی است و همانند دوران جاهلیت
است .مخالفان سیاسی مذهبی و ملیتی و قربانیان اجتماعی را با عناوین مختلف و واهی
مانند :تجزیه
طلب ،تروریست ، ملحد ، منافق ،مفسد ،ارازل و اوباش و ضد انقلاب . . . زندانی و
اعدام میکنند .
در طی این 30
سال هزاران نفر با عناوین که ذکر شد اعدام شدند از کودکان ،نوجوانان و جوانان ،
زنان باردار و زخمی شدگان و. .زنان و مردان سالخورده در دادگاه های نمایشی و ظرف
کوتاه ترین مدت در حد چند دقیقه بدون داشتن وکیل مدافع و حق داشتن دفاع از خود اعدام
شدند .
در طی این 30
سالی که از حکومت اهریمنی ولایت فقیه در
ایران میگذرد بیشترین جنایتها بر علیه زنان و دختران بوده و چه بسا جنایت علیه
دختران هولناکتر از سایرین بوده است .
در پی
اعدامهای دهه 60 که لکه سیاه و ننگینی بر کارنامه سراسر سیاه جمهوری اسلامی ایران
است ، چه بسیار از دختران زندانی سیاسی که قبل از اعدام مورد تجاوز قرار گرفته
بودند و سپس اعدام شدند . اکنون هم همان رویه ادامه داشته است و در برخی از
بازداشتگاه های مخفی و نیمه مخفی حکومت خودکامه جمهوری اسلامی ایران به زندانیان
سیاسی چه دختر و چه پسر تجاوز شده است .
+
نوشته شده در شنبه 9 آبان1388ساعت 7:58 بعد از ظهر  توسط مهرداد حیدرپور
|
روزهای سخت
برای زندانیان سیاسی کرد . . .
این روزها
،وزهای بسیار سخت تر از گذشته برای زندانیان سیاسی کرد در کردستان است . خبرهای
رسیده از سطح زندانهای کردستان حکایت از ان دارد که اوضاع زندانیان سیاسی کرد در
ان زندانهابسیار وخیم تر گشته است .قانون شکنی نقض کامل حقوق بشر وضعیت غیر انسانی
حاکم بر زندان ، انتقالهای پی در پی زندانیان به زندانهای مختلف و بند های دیگر و
تبعیدهای غیر قانونی . . . همگی از سناریوی از قبل نوشته شده برای آزار و اذیت و
شکنجه بیشتر زندانیان سیاسی کرد در کردستان خبر میدهد.
ناگفته نماند
که در طی عمر حکومت دیکتاتوری جمهوری اسلامی ایران بیشترین زندانیان سیاسی متعلق
به ملت کرد و منطقه کردستان بوده است.
طبق اخرین
امار در حال حاضر بیش از 4000 هزار زندانی سیاسی کرد (فعالین سیاسی ، حقوق بشر
روزنامه نگار ، وبلاگ نویس ، دانشجو و کارگر و معلم و فعال حقوق زنان ) در
زندانهای ایران و کردستان زندانی بوده و شرایط مناسبی ندارند .
شواهد حکایت
از ان دارد که بسیاری از این زندانیان علیرغم اتمام مراحل بازجویی یا همچنان در
سلول انفرادی نگهداری میشوند و یا در بند های عمومی دایما تحت فشارهای روحی و
شکنجه میشوند .
نبود امکانات
رفاهی و بهداشتی و خدماتی ، تغذیه نامناسب ، رفتارهای غیر انسانی با خانوده های
زندانیان ، توزیع مواد مخدر ، رعایت نکردن اصل قانون تفکیک جرایم ، ازار و اذیت
همراه با توهین و تحقیر ، تفتیش همه رزه وسایل و اموال شخصی زندانی ، زندانیان را
بشدت ازار میدهد.
در حال حاضر
امار زندانیان سیاسی که محکوم به اعدام بوده و در استانه اعدام قرار دارند بسیار
زیاد است .
1. زینب جلالیان 2.احسان
فتاحیان 3.حبیب لطیفی
4. شیرکو معارفی 5.رمضان
احمدی 6.فرهادچالش
7.رستم ارکیا 8.فصیح یاسمنی 9.رشید اخکندی
10.علی حیدریان 11. فرهادوکیلی 12.حسین خزری
13.فرزاد کمانگر 14.انور حسین پناهی 15.هیوا بوتیمار
از جمله زندانیان سیاسی محکوم به اعدام بوده و در استانه
اعدام قرار دارند .
+
نوشته شده در شنبه 9 آبان1388ساعت 7:55 بعد از ظهر  توسط مهرداد حیدرپور
|
جان زندانیان
سیاسی در خطر است .
حمید رضا
محمدی از قدیمی ترین زندانیان سیاسی حال حاضر در زندان اوین است که این روزها
شرایط او بدتر از گذشته گشته است . حمید رضا محمدی از ان جمله زندانیانی است که در
اندرزگاه 8 زندان اوین بوده و به تحریک مقامات زندان و برخی سفارشات بازجویان
وزارت اطلاعات در بند 209 مستقر در اوین از سوی زندانیان خطرناک مورد ضرب شتم قرار
گرفته است .
نه تنها در
حال حاضر جان حمید رضا محمدی بلکه جان بسیاری از زندانیان سیاسی ، دکتر محمد ملکی
،دکتر جواد علیزاده ،مهندس ارژنگ داودی ، هاشم شاهین نیا ، مجید دری ، بهروز جاوید
تهرانی ، منصور اصانلو ، ابراهیم مددی ، منیره ربیعی ، هنگامه شهیدی ، فرزاد
کمانگر ، فرهاد وکیلی ، علی حیدریان و. . . در خطر است
+
نوشته شده در شنبه 9 آبان1388ساعت 7:53 بعد از ظهر  توسط مهرداد حیدرپور
|
محمد نادریپور، رئیس شاخه دانشجویی ستاد میرحسین موسوی در سیرجان، یکی از این شهداست
شناسایی هویت چند شهید دیگر جنبش سبز
هویت چند تن دیگر از شهدای جنبش سبز مشخص شد. «محمد نادریپور» دانشجوی رشتهی مهندسی عمران دانشکدهی مهندسی سیرجان دانشگاه باهنر کرمان و رئیس شاخهی دانشجویی ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در شهرستان سیرجان، یکی دیگر از شهیدان جنبش سبز ایران است که هویت وی به تازگی مشخص شده است. همزمان «موج سبز آزادی» به اطلاعاتی دربارهی چند شهید دیگر دست یافته است که از همگان برای کسب اطلاعات بیشتر دربارهی آنها دعوت به عمل میآورد.
چند روز پیش فهرست اسامی 72 شهید جنبش سبز که تاکنون به طور قطعی شناسایی شدهاند و هویت آنها محرز شده است، در اینترنت منتشر شد. اما اطلاعات جدید نشان میدهد که تعداد شهدا ممکن است از صد نفر فراتر برود.
یکی از گزارشهای رسیده به «موج سبز آزادی» از هویت سه شهید سبز پرده بر میدارد که پس از کشته شدن در تهران، به استان گلستان منتقل و به خانواده هایشان تحویل داده شدهاند: شهید اسماعیلی از شهر خان به بین در استان گلستان، شهید دکتر مقصود لو از شهر سرخنکلاته و شهید خانم دکتر رحیمی از شهر گرگان. بر اساس این گزارش، به خانوادههای این سه شهید اجازهی برگزاری هیچ گونه مراسم آزادی داده نشده است و به خانوادهی شهید دکتر رحیمی نیز گفته شده است که: به مردم بگویید او مسموم شده است.
«موج سبز آزادی» همچنین به اطلاعاتی دربارهی شهید دیگری به نام «مجید کمالی» متولد 23 شهریور 1364 و به شماره شناسنامه 1460 متولد یزد و ساکن محلهی امامشهر در شهرستان یزد دست یافته است. وی از فعالان جنبش سبز بوده که در ساعت 6 صبح روز سوم شهریور از سوی نیروهای امنیتی دستگیر میشود و در ساعت 2 بعدازظهر همان روز جنازهی وی را به بیمارستان افشار یزد میبرند، که مسئولان بیمارستان از تحویل گرفتن آن خودداری میکنند.
+
نوشته شده در جمعه 8 آبان1388ساعت 11:22 بعد از ظهر  توسط مهرداد حیدرپور
|
از زندان اوین و اندرزگاه 8 خبر رسیده
که تعدادی از زندانیان خطرناک محبوس در زندان اوین اقدام به حمله فیزیکی به
زندانیان سیاسی محبوس در این اندرزگاه کردند .خبرها حکایت از ان دارد که جمعی از
زندانیان بند 10 اندرزگاه 8 زندان اوین با اهانت به زندانیان سیاسی قدیمی و تعدادی
از زندانیان سیاسی جدید که در جریانات اخیر دستگیر شده بودند به انها حمله فیزیکی
نموده اند را بشدت مورد ضرب و شتم قرار داده اند .
در حال حاضر در زندان اوین بند و یا اندرزگاهی که برای نگهداری زندانیان سیاسی باشد وجود ندارد و
زندانیان سیاسی در گروه های کوچک در بندها و اندرزگاههای مختلف اوین جا داده شده
اند و این خلاف قانون تفکیک جرایم در زندان ها است . مسولان سازمان زندانها و
زندان اوین و مقامات امنیتی و اطلاعاتی و قضایی همه مسول این اتفاقات بوده و هستند
+
نوشته شده در جمعه 8 آبان1388ساعت 4:20 بعد از ظهر  توسط مهرداد حیدرپور
|
(حضرت عمل )در زندان اوین را بهتر بشناسیم
اخیرا در خبرها خواندم که برخی از زندانیان غیر سیاسی در بند 350 اوین به ز ندانیان سیاسی حمله کرده و انها را مورد ضرب شتم قرار دادند .(این اولین بار نبوده که در زندانهای ایران زندانیان سیاسی مورد حمله زندانیان غیر سیاسی قرار میگرند ).درادامه ان خبر امده بود که رئیس بند شخصی به نام بزرگ نیا است .
با دیدن نان بزرگ نیا در خبر ناگهان یاد خاطرات خودم در ان بند افتادم .بند 350 یا هما ن اندرزگاه 3 که من سالهای اخر دوران محکومیت خویش را در ان بند گذراندم و همین اقای بزرگ نیا هم جدیدا رئیس ان بند شده بود . همین اقا مرا تهدید کرد که اعتصاب غذای خود را بشکنم در غیر این صورت . . .
جنایتها و کثافت کاری های این اقای بزرگ نیا در اندرزگاه 8 اوین باعث شده بود که او را موقتا بازداشت کرده و به اندرزگاه 3 یا همان 350 کارگری اوین بفرستند .در همان ایام بود که مطلبی در مورد ایشان نوشتم که باز بی مناسبت نیست اگر باز منتشر شود .
بزرگ نیا ، به سیاهی تریاک
افرادی را که در زندان امنیتی اوین شاغل هستند ،میتوان به دوسته تقسیم کرد .1. عده ای از این افراد مستقیما به شکنجه و آزار و اذیت زندانیان و مخصوصا زندانیان سیاسی می پردازند ، مثل بازجویان و الباقی همان های که جزءتیم لاجوردی جلاد بودند وهنوز هم مناصبی را در اوین داشته و دارند و چهره و نام انها برای زندانیان سیاسی کاملا اشنا است .2. عده ای دیگر از این افراد کسانی هستند که تحت یک پروژهمشخص و در پشت پرده،عامل سیه روزی زندانیان شده و با وارد کردن و توزیع مواد مخدر ،زندانیان را از هستی ساقط مینمایند .و از این رو ست که بعد از نان ، مواد مخدر بالاترین مصرف را درزندان اوین بخود اختصاص داده است .معروفترین باندی که در چند سال گذشته و اخیر تحت نظارت برخی از مسولین سازمان زندانها و دادستانی تهران به این فعالیت فاجه امیز مشغول بوده و هستند ، باندی است بوسیله فردی به نام( بزرگ نیا) اداره میشود . بزرگ نیا که فعلا رئیس اندرزگاه 3 یا 350 کارگری است دارای سوابقی سیاه است .که ورود و توزیع مواد مخدر در زندان از اعم فعالیت های او می باشد .
این باند تنها در سال 84 توانست با وارد نمودن مقادیر بسیار زیادی مواد مخدر به داخل اوین این بلای جان و خانمان سوز را به زوایای تاریک اوین برده و تعداد کثیری از زندانیان و مخصوصا جوانان را به مواد افیونی مبتلا سازد .بزرگ نیا که از حمایتهای بیدریغ اربابانش بهره میبرد در سال گذشته در حالی از مسولیت اندرزگاه 8 اوین به 350 (اندرزگاه 3)منتقل شد که توانست بود حدود 70 درصد از زندانیان ان بند را به موادمخدر الوده نماید .
بابک ...پسرک جوانی که از توزیع کنندگان مواد مخدر در باند اقای بزرگ نیا بود وقتی در یک برخورد درون تشکیلاتی توسط حفاظت اطلاعات زندان دستگیر شد ،اعتراف کرد که کمتر از یکسال فعالیت خود،حدود 65میلیون تومان سود به اقای بزرگ نیا رسانده است .و دستگیریش هم بخاطر این بوده که دیگر حاضر نشده در این باند فعالیت نماید و لذا به اشاره اقای بزرگ نیا موجبات دستگیری وی فراهم میشود .
بزرگنیا ،که از کنار این فعالیتها ،به ثروت باد آورده رسیده است ،مثل هر نوکیسه ای دیگر درجمهوری اسلامی ،به خرید و فروش اتومبیل در بازار تهران روی آورده تا سرپوشی بر ثروت خود بگذارد .
این موضوع که در بین زندانیان الظهر من الشمس است ،هرگز موجبی برای وحشت این عنصر جنیات کار را فراهم نکرده بلکه در بند 350 نیز به فعالیتهای گذشته خود که همانا واردات مواد مخدر و توزیع توسط عوامل خود در بین زندانیان است را ادامه میدهد .وی با ایجاد جوءخفقان و پلیسی و تشکیل باند در داخل بند 350 طوری برنامه ریزی نموده تا بلکه با نفوذ در بند سیاسی زندان اوین و ضمن انتقال برخی معتادین غیر سیاسی و امنیتی به این بند و در نتیجه ایجاد زمینه توزیع مواد مخدر سیاهی و نکبت را نیز به این بند سیاسی وارد نماید .بحث تفکیک جرایم که بوسیله زندانیان سیاسی همیشه مطرح بوده ،علتی است برای جلوگیری از اجرای چنین پروژی کثیفی که عمال رژیم در سر دارند.
+
نوشته شده در شنبه 2 آبان1388ساعت 11:5 بعد از ظهر  توسط مهرداد حیدرپور
|
+
نوشته شده در جمعه 1 آبان1388ساعت 9:54 بعد از ظهر  توسط مهرداد حیدرپور
|
وقتی اولین تازیانه های استبداد فرود امد و بر پوست لختمان خطی از خون کشید ،کدامین چشم ،کدامین گوش گواهی داد .
وقتی آذرخش شمشیر دیکتاتور فرود امد و فریاد سرخ رگانمان به اسمان بلند شد ،کدامین چشم ،کدامین گوش گواهی داد .
بر تنهای ما در سلولهای انفرادی در زندان ،پیوستن اولین دانه های زنجیر به دستها و پاهایمان و ثقل سهمگین اولین غل و یوغ ،بر ظلمت غلیظ سلول انفرادی و سیاهچال کدامین دل گواهی داد .بر اولین شب گرسنگیمان در سلول انفرادی که گرسنگی طاقتمان میبرد کدامین دل ،کدامین انسان گواهی داد .
کدامین گوش هجوم تازیانه ها را شنید .کدامین چشم برق شمشیرها را دید . کدامین دل بر مظلومیت ما در زندان گرفت .چه کسی گواهی داد کدامین چشم بر جدایی ما از فرزندمان ،فرزند شیر خوارمان گریست .هیچکس و هیچکس . نه گوشی و نه چشمی و نه قلبی گواهی نداد .
ما همه یک تن بودیم که تازیانه میخوردیم ،ما همه یک تن بودیم که در برق شمشیرها می شکافتیم .
در ظلمت خیس زندانها می پوسیدیم و جز ما که بود که در ظلمت ،طعم تازیانه را چشیده باشد . درد تنهایی و دوری از خانواده و بی خبری از وضع حال انها را در سلول انفرادی داشته باشد .جز ما که بود که درد ظلمت و مظلومیت را در زندانها داشته باشد ظلمت را در شکنجه خانه ها و زندانها لمس کرده باشد در گرسنگی و تشنگی مچاله شده باشد طعم تازیانه را شکنجه را چشیده باشد .
بی هیچ دلیل و مدرکی ،بی هیچ شاهدی ،بی هیچ مدافعی و وکیلی بی هیچ دادگاهی و دادستانی و در پی یافتن یافتن آزادی محکوم شده و تازیانه خوردیم ،شکنجه شدیم و در فواره خونمان وضو گرفتیم و بر سجاده مظلمیت سرخمان سر نهادیم و اه کشیدیم .
چه کسی به بی کسی و مظلومیت ما در دادگاه غیر قانونی انقلاب گواهی داد . در دادگاهی که عادل نبود . در دو سوی ما در دورو برمان جلادان و قابیلیان بودند و دل پر کینه حاکمان . اما هنوز امیدوار بودیم .اما هنوز امیدمان را از دست نداده بودیم ، باز گفتیم باشد شب خواهد مرد روز خواهد شکفت و جان و روح شکسته مان را خواهید دید .اما هنوز امید را مزمزه نکرده بودیم که قابیل و قابیلیان با پنهان کاری خود مدارک مظلومیتمان را نیز همچون خون سرخمان در تاریک خانهایشان گم کردن و ما بی هیچ دلیلی محکوم شده و هستیم .
اینک ما ،تنها و غریب در ظلمت ،در غل و زنجیر میان حصارها و دیوار ها ی بلند . . . چه کسی یا چه کسانی به مصیبتهای ما گواهی میدهد .کیست که مشقتها و سختیها ی ما و خانوادههای ما را گواهی دهد .ما را چگونه به یاد می اورند . از ما چگونه یاد میکنند چگونه گواهی خواهند داد که اسیران این قاصدان شب و سرما هستیم .ظاهرا ما تنها ماندیم . ما مانده ایم با مظلومیتی مدفون و شاهدانی همجنس فرعونیان و قابیلیان .ایا هستند کسانی که گواهی دهند ما در میان جنگل دارها و صلیبها که از شاخه شاخه این جنگل حاکمان خون میچکد، اسیریم .به فراموشی سپردن ما یعنی تثبیت حکومت فرعونیان .
کیست که بتواند یاد و خاطره قربانیان را زنده کند .کیست که بتواند پس از این همه سال ظلم و جنا یت .نام هابیل را بر خاطره ها یاد آورد و خواب راحت قابیل و قابیلیان را آشفته کند .
اگر یادی و گواهی از هابیل و هابیلیان برنخیزد ،خواب راحت قابیل و قابیلیان جاودانه خواهد ماند .
پس وای بر انانی که در خویشید و برای خویشید .
مهرداد حیدر پور
+
نوشته شده در پنجشنبه 23 مهر1388ساعت 8:36 بعد از ظهر  توسط مهرداد حیدرپور
|
بگذارید پاسداران حکومت شبها و تاریکیها ،بدانند که این فریاد ما ،انعکاس و طنین شکوه قلب من و ما است .
طنین چکیدنهای صدها قطره خون،جوانان این وطن است .طنین طپیدنهای قلبهای شکسته همه ماست .
ندای ما ،ندای میهن ماست ،ندای ما ندای ملت ،عدالت ،حقیقت و آزادی ایست .صدای ما صدای وطن صدای مردم صدای نجات ایران است . راه ما راه نو برای ایران نو و در بهاری نو فرشته آزادی را صدا کردیم . راه ما راه نجات ایران است ، راه پیروزی ایران است . ایران امروز هم برای ایران فردا فرشته ازادی را صدا میکند . ایران امروز ایرانی بی فروغ است ،خلق ایران با مدد ایزد ایران ،اینده ایران را پر فروغ میکند .
ای وطن نرود مهر میهن از دل ما و با کمک ایزد ، بهاری نو میسازیم . میسازیم آینده مهین را، آینده ایران را و پر فروغ کنیم نام ایران را . مهرداد حیدر پور
+
نوشته شده در پنجشنبه 23 مهر1388ساعت 8:34 بعد از ظهر  توسط مهرداد حیدرپور
|